+
نوشته شده در دوشنبه
1391/03/01ساعت
10:59 PM  توسط ع.شجاعی
|
+
نوشته شده در دوشنبه
1391/03/01ساعت
10:56 PM  توسط ع.شجاعی
|
امير حاجرضايي*
زماني كه استقلال در آستانه ديدار با سه تيم فولاد، تراكتور و پرسپوليس قرار داشت و با توجه به رنگ قرمز پيراهن هر سه حريف از منظر ژورناليستها، سهگانه يا «تريلوژي» اين تيم فرا رسيد، در همين دوران بود كه مصاحبههاي تخريبي كادر فني باشگاه آغاز شد. آنها از ادبيات ناشايستي استفاده كردند كه نشانهاي بود از غروري بيجا و استوار بر انديشههايي كه با ذات و ماهيت فوتبال، به هيچوجه همخواني نداشت. تحقير حريف سنتي و پرآوازه خود كه در شرايط بسيار بدي قرار داشت، جايگزين تفاسير فني و تاكتيكي شد و در اين هنگام احترام به حريفان بازنده به نسيان و فراموشي سپرده شد و البته آقاي «كيروش» هم از اين نگاه آبيها بينصيب نماند و سرانجام اشتباه فاجعهآميز داوري در ديدار با تراكتورسازي كه منجر به يك پيروزي پر حرف و حديث شد؛ با وجود اينكه جامعه داوري كشور و در رأس آن «كميته داوران» تصميمات اشتباه داور مسابقه را آشكارا تاييد كردند.
اما اين سرمربي استقلال بود كه آن پنالتي را كه خودش هم به آن اعتقادي نداشت رسما سالم و درست دانست. اما فوتبال معلم بزرگي است و در راستاي رسالت خود طي 10دقيقه درسي به استقلال داد كه در تاريخ رقابتهاي دو تيم ماندگار خواهد ماند. اينبار جشن پيروزي پنجگانه استقلال به مرثيهاي تبديل شد كه روياهاي اين تيم را به كابوس تبديل كرد كه در پيش چشم ميليونها بيننده رخ داد، اما باورش بسيار دشوار مينمود. اما تقابل رويا با واقعيت، سرخوشي كودكانه با درايت، پاياني را رقم زد كه به باخت دراماتيك استقلال منجر شد. از منظر فني زورآزمايي دنيزلي با مظلومي از 15 دقيقه پنجم مسابقه آغاز شد. مصطفي پاشا تعويضهاي خود را شروع كرد و در واقع او اينبار سهگانه خود را آغاز كرد. «مهدويكيا»، «ايمون زايد» و «بادامكي» به نوبت به بازي آمدند. يك ضربه از عمق، يك ضربه از راست و سه شليك از زايد، كات كه باعث شد قلعه استقلاليها فرو ريزد و اين فرجام تراژيك مردي بود كه تلاش كرد با زباني غيرمعمول برتري خود و درماندگي حريف ديرينه را به تصوير بكشاند. آن زماني كه تيم خودش را «بارسلونا» و حريف را «رئال مادريد» قلمداد كرد كه از هر چه بردنش سير نخواهد شد، گام بزرگي را در راه سقوط خود برداشت. آقاي مظلومي نيك ميداند كه به هيچ كدام از دو تيم پايتخت علاقهاي ندارم و بازي هم هنوز تمام نشده است. 10هفته ديگر در راه است. آنها كماكان از شانسهاي بالايي براي قهرماني برخوردارند. در مطلب حاضر، تعمدا و خودخواسته از ورود به مباحث فني خودداري كردم. اين نوشته را با احترام تمام براي آقاي مظلومي و آينده مربيگري او به نگارش در آوردهام. جريان بازي ديروز نام سهگانه معروف كيشلوفسكي فقيد را در ذهن متبادر ميكند: «آبي. سفيد. قرمز»
*كارشناس فوتبال
+
نوشته شده در شنبه
1390/11/15ساعت
6:19 PM  توسط ع.شجاعی
|
10 دقيقه رويايي موجب شد پرسپوليس به ناكاميهاي متوالي خود در داربي تهران پايان دهد و موفق شود پس از 729 روز استقلال را شكست دهد. قرمزها اميدوار بودند پس از چهار شكست متوالي با كمك مصطفي دنيزلي، داربي هفتاد و چهارم را با نتيجهاي متفاوت به پايان برسانند. از طرفي غيبت چند بازيكن تاثيرگذار آبيها مثل آندرانيك تيموريان، مجتبي جباري، خسرو حيدري و ساموئل نشان ميداد آبيها آن تيم قدرتمند داربيهاي قبلي نيستند. در اين شرايط ديدار برگشت پرسپوليس و استقلال ساعت 18 پنجشنبه در هواي بسيار سرد ورزشگاه آزادي با سوت عليرضا فغاني آغاز شد و به يكي از داغترين داربيهاي تاريخ تبديل شد. بازي با برتري قرمزها شروع شد، اما بيدقتي بازيكنان هجومي اين تيم موجب شد هيچ يك از حملات اين تيم موجب باز شدن دروازه رحمتي نشود. در آنسو اما اين استقلال بود كه پرسپوليسيها را به خاطر اشتباهشان تنبيه كرد. در دقيقه 32 بازي، در پي اشتباه عجيب علي كريمي توپ به فريدون زندي رسيد. اين هافبك چپپا با يك پاس دقيق، ميلاد ميداوودي را پشت مدافعان حريف صاحب توپ كرد كه ضربه استادانه مهاجم آبيها گل اول بازي را رقم زد. نيمه دوم هم با گلزني استقلال آغاز شد. زندي بازي خوب خود را در دقيقه 50 با يك گل تكميل كرد. به نظر ميرسيد پرويز مظلومي صاحب پنجمين برد خود برابر پرسپوليس شده، تمامي اتفاقات به سود او و تيمش بود. پرسپوليس با اخراج مهرداد اولادي 10نفره شد و ضد حملات استقلال هم كاملا خطرناك بود. در اين شرايط درحاليكه مظلومي خودش را با شعار تماشاگران مشغول كرده بود و محسن يوسفي و اسماعيل شريفات با بيدقتي ضد حملات استقلال را هدر ميدادند، به يكباره ورق برگشت. تعويضهاي طلايي مصطفي دنيزلي باعث شد يكي از تاريخيترين داربيهاي تاريخ رقم بخورد و آن دسته از هواداران پرسپوليس كه در دقيقه 70 بازي ورزشگاه را ترك كردند براي هميشه افسوس بخورند. با آمدن مهدي مهدويكيا و ايمون زايد ايرلندي – ليبيايي پرسپوليس در اواخر بازي با يك بازيكن كمتر جان گرفت. پس از دو شوت مهدويكيا كه با واكنشهاي مناسب رحمتي بيثمر ماند، 10دقيقه رويايي قرمزها شروع شد. در دقيقه 82 زايد در پي پاس فوقالعاده نوري كه تا آن دقيقه به جاي دروازه حريف، مهدويكيا را هدف قرار ميداد، در پشت مدافعان سهلانگار آبي صاحب توپ شد و در مصاف تك به تك با دروازهبان شماره يك ايران با ضربهاي دقيق اختلاف را به حداقل رساند. پرسپوليس به بازگشت به بازي اميدوار شد و تنها دو دقيقه بعد روي ارسال تماشايي مهدويكيا، زايد اين بار با ضربه سر گل زد. پرسپوليسيها در عرض دو دقيقه بازي باخته را مساوي كردند و در شرايطي كه هوادارانش كاملا راضي از نتيجه بازي بودند، زايد تيرخلاص را شليك كرد. سومين تعويض دنيزلي هم كارساز شد و حسين بادامكي پس از ورودش به زمين يك پاس خوب براي مهاجم ايرلندي تيمش ارسال كرد. اين مهاجم در روز رويايي خود اين توپ را تبديل به گل سوم قرمزها كرد تا تاريخيترين بازگشت يك تيم در داربي توسط دنيزلي و زايد رقم بخورد. 38 سال بود مهاجمي نتوانسته بود در داربي هتتريك كند كه زايد اين طلسم را شكست. در دوئل دو مربي متخصص داربي اين دنيزلي بود كه توانست با تعويضهاي خود به بردهاي مظلومي پايان دهد. اين مربي پس از داربي اين برد را شبيه معجزه دانست: «بازي امروز تركيبي از معجزه و واقعيت فوتبال بود.» پرويز مظلومي هم عوض شدن برد با باخت را نتيجه بازيگوشي برخي از بازيكنانش دانست. با توجه به برد سپاهان استقلال صدر جدول را از دست داد. نتايج ديدارهاي هفته بيست و چهارم به شرح زیر است: مس كرمان يك - سايپا البرز صفر/ صباي قم 3 - مس سرچشمه يك/ ذوبآهن اصفهان يك - شاهين بوشهر صفر/ پرسپوليس 3- استقلال 2/ داماش گيلان صفر - سپاهان اصفهان يك/ نفت تهران يك – تراكتورسازيتبريز يك/ فجرسپاسي شيراز يك- راهآهن شهرري 2/ شهرداري تبريز يك - فولاد خوزستان يك/صنعت نفت آبادان یک - ملوان بندرانزلي 2.
+
نوشته شده در شنبه
1390/11/15ساعت
6:12 PM  توسط ع.شجاعی
|
-
در يك چشم برهم زدني دلار رسمي از 1129 به 1226 تومان افزايش يافت.
افزايش صد توماني در هر دلار زير نقاب سياست تكنرخي پنهان ماند. همين
افزايش كه شايد چندان هم قابل توجه به نظر نرسد ميتواند گرهي از كار دولت
بگشايد تا آسانتر از قبل كسري منابع مورد نياز براي پرداخت يارانههاي
نقدي را جبران كند.
براساس آمار گمرك، در ماههاي بهمن و اسفند سال 89 به ترتيب 1/5 و
9/5ميليارد دلار كالا وارد كشور شده كه رقمي بالغ بر 11ميليارد دلار است.
نمايندگان در زمان تصويب بودجه سالجاري ارزش دلار را 1050 تومان تعيين
كردند. اين نرخ پس از تصويب نرخ مرجع شد و تمامي مبادلات تجاري نيز بر اين
اساس انجام گرفت. البته دلار 1050 توماني در همان ماههاي ابتداي سالجاري
وجود داشت و بانك مركزي روز به روز اين نرخ را براساس تغييرات روزانه قيمت
دلار تغيير داد كه روندي صعودي هم داشت. حسيني، وزير اقتصاد چند روز پيش
ميانگين قيمت دلار براي واردات در 9 ماه نخست سال را 1070 تومان اعلام كرد.
حالا هم كه بانك مركزي براي تكنرخي كردن ارز قيمت دلار را هشت درصد
افزايش داد و نرخ 1226 تومان را براي همه لازمالاجرا دانست، ارز واردات
نيز با همين نرخ تامين ميشود. بنابراين حالا كه قرار است واردكنندگان
بختبرگشته با نرخ جديد دلار، كالا وارد كنند دولت از محل اين افزايش كه
حدود 156 تومان نسبت به قيمت 1070 تومان (متوسط نرخ دلار براي واردات در 9
ماه نخست سالجاري) است به سودي معادل 1700هزارميليارد تومان تنها طي دو
ماه دست مييابد كه تنها با تغيير نرخ ارز مرجع عايد دولت ميشود.
دولتمردان از هماكنون زمزمه دلار كمتر از 1200 تومان را براي بودجه سال
آينده آغاز كردهاند. بانك مركزي نيز با افزايش ناگهاني دلار مرجع علامت
افزايش قيمت دلار در سال آينده را به بازار داد. مسعود دانشمند، عضو اتاق
بازرگاني ايران همين نكته را سوژه قرار ميدهد و ميگويد:
«زماني كه آقاي بهمني نرخ رسمي دلار را 1226 تومان اعلام كرد بازار را
هيجاني فراگرفت تا بيش از پيش به افزايش قيمت روي بياورد. بازار ارز ايران
در اين مدت بيشتر از هيجانهايي از اين دست آسيب ديده است.»
او در قالب گلايه باز هم بانك مركزي را خطاب قرار ميدهد: «بانك مركزي با
افزايش صد توماني قيمت دلار مرجع، نرخ دلار مسافرتي را كه در اين اواخر به
مرز 1400 تومان نزديك شده بود بيش از 160 تومان كاهش داد و از اين پس
ميخواهد دلار مسافرتي را به قيمت 1226 تومان عرضه كند. از آن سو قيمت دلار
واردكنندگان كه در اين اواخر 1120 تومان شده بود با صدتومان افزايش به
1226 تومان رساند. حالا واردكنندگان، 60ميليارد دلار كالايي را كه پيشتر
با دلار 1120 تومان وارد ميكردند از اين پس ناچارند با دلار 1226 تومان
وارد كشور كنند. ميزان نياز واردكنندگان به هيچوجه قابل مقايسه با ميزان
ساير تقاضاها در اين بخش نيست. ميزان نياز ارزي مسافران، دانشجويان،
بيماران و... روي هم به دوميليارد دلار هم نميرسد. بنابراين بانك مركزي
به جاي كاهش نرخ ارز اين گروه بايد به واردكنندگان فكر ميكرد تا قيمت ارز
مورد نياز آنها افزايش نيابد. اگرچه افزايش صد توماني در نرخ تورم تاثير
چنداني ندارد با اين حال بانك مركزي بهتر بود از همان قيمت تصويبشده در
بودجه كه 1050 تومان بود تبعيت ميكرد و بار مسووليت آن را هم خود قبول
نميكرد زيرا نمايندگان مجلس اين نرخ را تصويب كرده بودند و بهتر بود خود
آنان نيز پاسخگوي عملكرد خود باشند.»حالا اگر علامتي كه بانك مركزي به
بازار داده را براي سال آينده درست بدانيم عايدي دولت از محل افزايش نرخ
ارز ادامه خواهد داشت. بر اين اساس اگر قيمت ارز در بودجه سال آينده را
كمتر از 1200 تومان و نرخ دلار مرجع را كه بانك مركزي در اختيار
واردكنندگان و ساير متقاضيان قرار ميدهد 1250 تومان برآورد كنيم باز هم
دولت به ازاي فروش هر دلار صد تومان عادي خواهد داشت كه اين سود براساس
60ميليارد دلار واردات سالانه شش هزارميليارد تومان خواهد بود. البته
اين تنها راهكار دولت براي به دست آوردن سودهايي از اين دست نيست. دولت از
محل فروش انواع سكههاي طلا كه براي مهار بازار استفاده ميكند، سود
ميبرد. ديروز در حراج بانك كارگشايي قيمت پايه هر قطعه سكه تمام بهار
آزادي 625هزار تومان، نيمسكه 313هزار و 500 تومان، ربعسكه 157هزار
تومان و يك گرمي 80هزار تومان تعيين شد. افراد در اين حراجها با توجه به
پيشبينيهايي كه دارند شروع به پيشنهاد قيمت ميكنند تا اينكه با كوبش
سومين چكش بالاترين قيمت پذيرفته ميشود و بستههاي سكهها يكجا فروخته
ميشوند. با آنكه قيمت پايه براي فروش سكهها در بانك كارگشايي پايين است
با اين حال عموما سكهها به طور ميانگين هم قيمت بازار آزاد يا حتي بالاتر
از آن هم به فروش ميرسند. براي نمونه انواع سكههاي حراج شده در بعدازظهر
روز دوشنبه بانك كارگشايي به طور متوسط با اين قيمتها فروخته شدند. هر سكه
تمام بهار آزادي 828هزار تومان، هر نيمسكه 392هزار تومان، هر ربعسكه
200هزار تومان و هر سكه يك گرمي 97هزار تومان. به اين ترتيب بانك مركزي
به طور ميانگين در هر قطعه سكه تمام بهار آزادي 195هزار تومان، نيمسكه
96هزار و 500 تومان، ربعسكه 48هزار تومان و سكه يك گرمي 17هزار تومان
سود كسب ميكند.
اين سود علاوه بر آن سودي است كه بانكمركزي به دليل خريد شمش در سال گذشته
به دست ميآورد. يكي از افتخارات رييسكل بانكمركزي اختصاص بخشي از
پرتفوي بانكمركزي به طلاست؛ طلايي كه بانكمركزي سال گذشته هر اونس آن را
700 دلار خريد درحاليكه مدتهاست بهاي هر اونس طلا حدود 1700 دلار را رد
كرده است. ديروز هر اونس طلا به 1739 دلار رسيد. بانكمركزي نيز مبناي
محاسبه نرخ سكه را قيمت روزانه هر اونس قرار ميدهد. بنابراين با افزايش
قيمت هر اونس طلا در بازارهاي جهاني، سود بانكمركزي نيز افزوده ميشود و
بهمني با افتخار بيشتري از اين تصميم سخن ميگويد. حالا با اين برآوردها
بيراه نيست اگر برخي از كارشناسان و نمايندگان مجلس مدعي شوند دولت با
ورود به بازارهاي سكه و ارز قصد تامين منابع يارانههاي نقدي خود را دارد؛
ادعايي كه هيچگاه توسط مسوولان تاييد نشده بلكه به شدت هم تكذيب شده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه
1390/11/12ساعت
5:10 AM  توسط ع.شجاعی
|
حسين كاظمپوراردبيلي*
-
اين روزها قيمت نفت حوالي 110 دلار در هر بشكه است كه با احتساب تورم و
كاهش ارزش دلار بر پايه سال 2001 قيمت واقعي 66 دلار در هر بشكه است. متوسط
رشد جهاني در سال 2012 حدود 5/3درصد پيشبيني ميشود و تقاضاي اضافي براي
نفت 1/1 ميليون بشكه در روز خواهد بود كه از اين مقدار 700 هزار بشكه در
روز در كشورهاي غيراوپك افزايش توليد خواهيم داشت. بنابراين افزايش تقاضاي
نفت از اوپك در سال 2012 فقط 400 هزار بشكه در روز خواهد بود. اين را هم
بايد در نظر داشت كه در سال 2011 اوپك روزانه 720 هزار بشكه در روز به
ذخاير جهاني اضافه كرده است. براساس برآوردها و بهطور متوسط طي سال 2012
تقاضاي واقعي نفت در بازار جهاني از اوپك 5/30 ميليون بشكه در روز است و
اوپك در دسامبر 2011 روزانه 82/30 ميليون بشكه توليد كرده است در حاليكه
سهميهها 28 ميليون بشكه بود. در نشست اخير اوپك در 14 دسامبر (23 آذر) 12
عضو اين سازمان سقف توليد روزانه خود را به بالاترين ميزان (دو ميليون بشكه
در روز) در سه سال گذشته افزايش داده و ميزان رسمي سقف توليد روزانه اوپك
به 30 ميليون بشكه رسيد. البته در اين نشست عربستان خواهان افزايش توليد
نفت اوپك تا سقف 5/30 ميليون بشكه بود كه در نهايت 30 ميليون بشكه در روز
به عنوان سقف اوپك تصويب شد. با اين حال آنگونه كه از توليد مجموع كشورهاي
اوپك بر ميآيد، اگر اعضا در سقف توليد عمل شده خود به توليد نفت
بپردازند، مجموع آن 82/30 ميليون بشكه در روز خواهد بود. شايد تنها كشوري
كه امكان تامين نفت بيشتري را دارد، عربستان سعودي است. اگرچه قبلا عربستان
اعلام ميكرد كه 5/8 ميليون بشكه در روز توليد ميكند. ولي اين عدد واقعي
نبود و 760/9 ميليون بشكه در روز توليد ميكرد. طي سالهاي 2011-2010
عربستان 5/1ميليون بشكه به توليد واقعي خودش اضافه كرد و به 8/9 رسيد كه
هنوز امكان وجود ظرفيت مازاد محدودي دور از ذهن نيست. اخيرا هم عربستان
خودش اين ادعا را كرده است. عربستان سابقه چنين كاري را دارد. پس از انقلاب
اسلامي كه ايران توليد نفت خود را كاهش داد، عربستان نفت خود را جايگزين
نفت كاهش يافته ايران كرد.
وقتي عراق پس از حمله به كويت مورد تحريم نفتي قرار گرفت مجددا عربستان
مازاد نفت خود را جايگزين نفت عراق و كويت كرد و در زمان بحران در ليبي هم
همين فرصتطلبي انجام شد. آنچه كه اوپك ميتواند انجام دهد نيازمند به يك
يادآوري است، بعضي توليدكنندگان در سال 1973 پس از مناقشه اعراب و اسراييل
برخي از مصرفكنندگان را مورد تحريم نفتي قرار دادند و مصرفكنندگان آژانس
بينالمللي انرژي IEA را تاسيس كردند كه سياستهاي همسو را تدوين و اجرا
كند. ابتدا سراغ صرفهجوييها در مصرف و سپس افزايش ماليات بر مصرف
فرآوردههاي نفتي رفتند كه هم برايشان درآمد توليد كرد و هم موجب كاهش رشد
تقاضا شد و بعد آن را تدوين و اجرا كردند و از محل همين منابع مالي به
انرژيهاي جانشين و حتي به زغال سنگ كه آلودهكنندهتر است، سوبسيد دادند و
انرژي هستهاي را گسترش دادند و توسعه توليدات نفتي در كشورهاي غيرعضو
اوپك را پشتيباني كردند. و سپس برنامه ايجاد ذخاير استراتژيك را براي
مواجهه با بحرانهاي سياسي اجرا كردند تا آنجا كه حالا ميخواهند به تحريم
توليدكنندگان بپردازند. نفت در برابر غذا را در عراق اجرا كردند و
تحريمهاي نفتي عليه ليبي را به اجرا درآورند و لشكركشي براي نفت را در
دستور كار خود قرار دادند و چند روز قبل هم كسينجر، تئوريسين
يهوديالاصلآمريكايي همين نسخه را براي تمام كشورهای صاحب نفت خاورميانه
پيچيد كه شروعاش را براي ايران تجويز كرد. بنابراين اعضاي اوپك بايد
بدانند كه شكست دادن اتحاد سياسي آنها و بهطور كلي بيخاصيت كردن اوپك هدف
ديگر تهديدهاي مصرفكنندگان عليه توليدكنندگان در اين روزهاست كه در
تداوم اقدامات قبلي صورت ميگيرد، ولي اوپك حداقل ميتواند اعلام كند هيچ
عضوي هرگز بيش از سهميههاي خودش در درون سازمان براي جبران كسري صادرات
عضوي ديگر كه مورد تحريم واقع شود، توليد نخواهد كرد و به آن پايبند باشد.
اين سياست از يكسو مصرفكنندگان را وادار به تجديد نظر در تحريم اعضا
ميكند و از سوي ديگر در صورت وقوع موقت چنين اقدامي، درآمدشان به همان
اندازه سهميه توليدشان به دليل افزايش قيمتها شديدا افزايش مييابد و درس
بزرگتر آن به مصرفكنندگان اين است كه نصيحتي كه شما هميشه به اوپك داشتيد
و آن عدم استفاده از حربه نفت در معاملات سياسي بود، يك اقدام دوطرفه است.
اگر شما تحريم نفتي اعراب در سالهاي 1973 را محكوم كرديد و به سياستهاي
مشترك دست يافتيد، امروز هم اوپك سياست مشترك دارد و اجازه نميدهد كه از
حربه نفت عليه اعضاي آن استفاده شود. كشورهاي مصرفكننده دنيا بارها با
اقداماتشان اعلام كردند كه نفت نبايد از سوي توليدكنندگان به عنوان ابزاري
براي اعمال فشار سياسي مورد استفاده قرار گيرد كه اگر چنين شود، آنها
راههاي مقابله را آماده كردهاند. حالا كشورهاي مصرفكننده نفت با اعمال
تحريم يكي از موسسان اوپك، از نفت به عنوان ابزار فشار سياسي استفاده
كردهاند. اين بار نوبت اعضاي اوپك است كه متحد شوند و به اقدام نامناسب
مصرفكنندگان پاسخي مناسب و در حد توان بدهند. اگر امروز ايران، تحريم نفتي
ميشود شايد فردا نوبت عضوي از اعضاي ديگر اوپك باشد. همانطور كه ديروز،
نفت، عراق و ليبي را به آتش جنگ كشاند. بنابراين لازم است اوپك در مقابل
اقدام سياسي مصرفكنندگان از خود واكنش مناسب نشان دهد. البته انتظارات از
اين سازمان بايد منطقي باشد. در اين سازمان، اعضا در عين منافع مشترك، با
هم رقابت دارند. اوپك در عرصه بينالمللي هم وظايف و معذوريتهايي دارد. با
اين همه ميتوان از رييس عراقي كنفرانس اوپك و دبيركل ليبيايي اين سازمان
انتظار داشت تا از اعضاي ديگر بخواهند سهميه مصوب در اجلاس دسامبر 2011 را
رعايت كنند. با ترغيب اتحاد بيشتر در اوپك به همه اعضا يادآوري كنند كه
هيچكدام نبايد كمبود فروش عضو ديگر را جبران و اين موضع را اعلام كنند.
رييس عراقي كنفرانس وزرا و دبيركل ليبيايي اوپك ميتوانند موكدا از اعضا
بخواهند تا از سهميه توليد نفتشان در اوپك تخلف نكنند و از فرصتطلبي
بپرهيزند. اعضاي اوپك با اعلام پايبندي به سهميههايشان ميتوانند اين پيام
را به مصرفكنندگان مخابره كرده كه براي تحريم يك عضو اوپك حداقل «دوبار»
بايد فكر كنند. ايران يكي از اعضاي موسس اوپك است و حتي در شرايط سخت جنگ
با عراق، به تداوم عرضه نفت متعهد بوده است. حالا اين عضو موسس اوپك، به
خاطر مسايل سياسي از طرف اتحاديه اروپا و آمريكا تحريم نفتي شده است. اين
حداقل انتظار از اوپك است كه به مصرفكنندگان پيغام دهد كه نبايد از نفت به
عنوان ابزار سياسي استفاده كنند و بسيار مهم و فوري است.
* عضو سابق هيات عامل اوپك به مدت 23 سال
+
نوشته شده در چهارشنبه
1390/11/12ساعت
4:57 AM  توسط ع.شجاعی
|
از زمانی که فوتبال حرفهای و پول بیحساب و کتاب وارد این عرصه شد،
همه را به حضور در پیرامون این ورزش پرطرفدار ترغیب کرد. شاید یکی از
عوامل جذابیت فوتبال را بتوان بهطور واضح «فاکتور تاثیرگذار پول» دانست.
این را میتوان از لابهلای حرفهای علی مختارپور ملقب به «علی ترکه» به
وضوح فهمید. کسی که در حال حاضر یکی از به اصطلاح «پولبگیران» حرفهای
فوتبال است! وقتی میگوید «در فوتبال پول هست، همه میآیند پس من هم
میآیم»، انگشت روی متغیر تاثیرگذار پول میگذارد!
خودت را معرفی کن ما تو را به نام «علی ترکه» میشناسیم!
من علی مختارپور هستم. 31ساله متولد سال1359. اصلیتم ترک است و در شهرک اندیشه ساکن هستم.
شغلت واقعا همین پول گرفتن است؟
صبحها در همین شهرک اندیشه روزنامه پخش میکنم. از یک کیوسک روزنامهفروشی
روزنامهها را تحویل میگیرم و بین مغازهها و مراکز شهرداری پخش میکنم.
از این کار چقدر درآمد داری؟
روزی 10هزار تومان میگیرم، یعنی ماهی 300هزار تومان. چون صبحها بیکار
هستم و از فوتبال هم خبری نیست این کار را انجام میدهم و گرنه 300هزار
تومان پول زیادی نیست!
پس شغل اصلیات «شیتیلگرفتن» از فوتبالیستهاست؟!
اسمش رو نمیشه این گذاشت! شغلم «یه هشت دست، پروینه!!» میرم تشویق میکنم و خدا پدرشونو بیامرزه، بهم پول میدن!
از چه سالی این کار را انجام میدهی؟
تقریبا از سالی که لیگ حرفهای شد. از سال 80-79 بود. میرفتم سر تمرین
پرسپولیس و تشویق میکردم. اونا هم هر وقت درخواست کردم پول دادند.
اولین پول را از چه کسی گرفتی و چقدر بود؟
از علی پروین. یادم هست 10هزار تومان پولداد که آن زمان پول زیادی بود.
همین بود که باعث شد این کار را ادامه بدهم. سال80 هم یکبار علی کریمی یک
تراول 50هزار تومانی به من داد. خیلی پول بود. دیدم درآمد خوبی در این کار
است، از آن به بعد دیگر تقریبا کارم این شد!
از این کار چقدر درآمد داری؟ ماهی چقدر از این راه بهدست میآوری؟
تقریبا ماهی یک الی یک و نیم میلیون تومان! زیر یک میلیون نمیگیرم!
خوشبختانه فوتبالیها اکثراً پولدار هستند و دست و دلباز. خدا پدر و
مادرشان را بیامرزد که هوای ما را دارند!
از اینکار بدت نمیآید یا خجالت نمیکشی که از کسی درخواست پول کنی؟
نه، چرا بدم بیاد یا خجالت بکشم؟! من میروم و تشویق میکنم، فوتبالیها هم
لطف دارند و بابت اینکار به من پول میدهند. اینطور نیست که گدایی کنم.
من دارم پول کارم را میگیرم. درآمدش هم که خوب است. چرا بدم بیاید!
خود فوتبال را هم دوست داری؟
بله، فوتبال را دوست دارم چونکه پول تو فوتبال است! مثل همه که بهخاطر
پول به سمت فوتبال میآیند، من هم بهخاطر پول فوتبال را دوست دارم!
کمترین مبلغی که میگیری چقدر است؟
دیگر کسی کمتر از هزار تومان نمیدهد و الان که پول خرد کمیاب شده اکثرا از
5هزار تومان به بالا میدهند! حتی 150هزار تومان هم یکجا از یک نفر
گرفتهام!
دقیقا چه اتفاقی افتاد که این کار را به عنوان یک شغل انتخاب کردی؟
بعد از اینکه چند بار از علی پروین و علی کریمی مبالغ خوبی گرفتم، حدودا
سال81 بود که در ختم یکی از پیشکسوتان رفتم و دو ساعت کار کردم. آخر سر
200هزار تومان به من دادند که سریع گذاشتم در بانک! دیدم چه کاری از این
بهتر و از آن به بعد بود که بهخاطر تراول وارد این کار شدم!
پس زحمت هم بهخاطر پول میکشی؟
دقیقا. من در خیلی از مجالس ختم فوتبالیستها حاضر میشوم و کار میکنم.
خرما میچینم، حلوا پخش میکنم، دستهگلها را مرتب میکنم و در پایان
وسایل را جمع میکنم. در حین مراسم پول میگیرم، آخر سر هم صاحب مجلس پول
خوبی بابت کارم به من میدهد.
بیشتر کجاها پول بهتری میگیری؟
در مراسم ختم. خدا ناصرخان حجازی را بیامرزد. در مراسم ختم ناصرخان یک میلیون تومان پول جمع کردم!
از کجا باخبر میشوی که مراسمی برگزار میشود؟
کار دیگرم پخش روزنامههاست. روزنامهها را میخوانم و یا از طریق خود
فوتبالیستها باخبر میشوم. کار سختی نیست چون در بطن این ماجراها قرار
دارم از مراسم باخبر میشوم. تقریبا میشود گفت خودم به همه خبر میدهم!
بیشترین پول را تا حالا از چه کسی گرفتهای؟
آقای زنونی یکبار 100هزار تومان داد و آقای عظیمزاده صاحب گالری فرش هم 500هزار تومان داد!!
کمترین پول را چه کسی به تو داده است؟
پیشکسوتان کمتر پول میدهند مثل آقای جاسمیان که معمولا هزار تومان میدهد!
تا حالا شده که برای گرفتن پول کتک هم بخوری؟
نه، شده پرخاش کنند یا بیمحل عبور کنند اما تا حالا برخورد بدی نکردند.
چه کسانی خوب پول میدهند هر بار که پیش آنها میروی؟
امیرخان قلعهنویی، دایی فرهاد(کاظمی)، آقای هدایتی و آقای انصاری و البته
اکبرآقا انصاری پدر علیآقا به اضافه فتحا...زاده که همشهری ماست و آقای
عابدینی جزو کسانی هستند که خوب پول میدهند. زیر 50هزار تومان نمیدهند!
و آنهایی که پول نمیدهند؟
علی دایی و مایلیکهن به اضافه محمودخان یاوری اصلا پول نمیدهند و ما هم سمت آنها نمیرویم.
گفتی ما؟
بله، من و کوروش یک تیم کاری هستیم و معمولا با هم به این مکانها میرویم!
از اینکار تا حالا چقدر درآمد داشتی؟
حدود 15میلیون تومان پسانداز کردم!
+
نوشته شده در سه شنبه
1390/11/11ساعت
11:40 PM  توسط ع.شجاعی
|
-
سايت ايراس وابسته به موسسه مطالعات ايران و اوراسيا در گفتوگويي با
آيتالله هاشميرفسنجاني به بررسي فرازو فرودهاي رابطه جمهوري اسلامي و
روسيه پرداخته است. اين سايت بخش نخست گفتوگوي اختصاصياش با رييس مجمع
تشخيص مصلحت نظام را منتشر كرده است.
هاشميرفسنجاني در بخشي از اين گفتوگو گفت: از زمان مسووليت بنده بهعنوان
رييس مجلس شوراي اسلامي و در زمان بعد از دفاع مقدس كه روابط را با
روسيه فعال كرديم، تا به حال بهطور نسبي از رفتار روسيه راضي
هستيم. در زمان آقاي گورباچف، سفري به روسيه كردم و مذاكرات خيلي
طولاني و وسيع داشتيم و در بسياري زمينهها تفاهمنامههايي بين ما
منعقد شد كه بعضي از آنها تاكنون نيز در حال اجراست كه از جمله آنها
نيروگاه بوشهر است. البته از طرفي هم روسها تحت فشار آمريكا هستند و
منافعي در روابط با آمريكا دارند. گاهي فشار آمريكا حركت روسيه را
كند ميكند.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: مقامات كرملين بهنظر ميرسد به اين
نتيجه رسيدند كه بيش از اين ضرورتي ندارد كه «ترمز» روابط با ايران را
همچنان حفظ كنند و احتمالا همين مساله، عاملي براي بهبود روابط تهران-مسكو
بوده است. وي افزود: به نظر من اين يك واقعيت است، كه هم طرف روس و هم طرف
ايراني به آينده روابط اميدوار شده و در اين مسير گام برداشتهاند.
موضوعات جديدي براي رايزني و گفتوگو بين دو كشور وجود دارد كه از اين جمله
ميتوان به موضوع سوريه و فشارهاي داخلي و خارجي بر اين كشور اشاره كرد.
اين روندها نشان ميدهد كه بايد تحولي در روابط تهران- مسكو شروع شود و اين
تحولات صرفا به حرف و انديشه محدود نشود. اقدام بعدي، طرح جديد روسيه براي
حل موضوع هستهاي ايران موسوم به طرح گامبهگام است. مواضع مقامات كرملين
از جمله آقاي لاوروف در ديدار با آقاي صالحي نشان دهنده اين است كه طرف
روس از موضع ابتكار و با نگاهي مثبت ميخواهد وارد موضوع هستهاي ايران شود
و در واقع برآن است تا قدمي عملي براي حل اين موضوع بردارد. البته روسيه
هم مثل غرب نگران قدرتيافتن ايران در جهت دسترسي به سلاح هستهاي در صورت
ضرورت است. از نگاه طرف روسها، هم در غرب و هم در طرف ايراني، تمايلي
براي حل اين مساله مشاهده شده است. همانطور كه اشاره كردم، تحول در روابط
ايران و روسيه در حوزه اقتصادي و ديپلماتيك قابل لمس است و طرح خيلي مهم
گامبهگام نيز ارايه شده و در جريان است. البته در برخي مواقع روسها به
تعهدات خود عمل نكرده و مشكلاتي را برايمان ايجاد و اعتمادمان را ضعيف
كردهاند. وي افزود: واقعيت اين است كه روابط روسيه و آمريكا بر روابط مسكو
با تهران تاثير دارد، كما اينكه بسياري از جوانب روابط ايران و روسيه به
دليل مولفهاي به نام آمريكا با تغييراتي مواجه شده كه از اين جمله ميتوان
به مخالفت هر دو كشور با نظام تكقطبي بينالمللي و مخالفت واشنگتن با
دستيابي ايران به فناوريهاي پيشرفته اشاره كرد.
تحت اين شرايط، بايد پذيرفت كه روسيه نميتواند بازي مستقلي در موضوع
پرونده هستهاي ايران داشته باشد، چرا كه اين موضوع يك «پكيج» است و نهادها
و كشورهاي درگير در اين پرونده، چه در شوراي امنيت سازمان ملل و چه در
سازمان بينالمللی انرژي اتمي، استقلال عمل روسيه را برنميتابند. هاشمي
تاكيد كرد: به هر حال، بازي روسيه در پرونده هستهاي ايران مستقل نيست، اما
اين به اين معنا نيست كه اين كشور توان ابتكار عمل در اين موضوع را نداشته
باشد و به اين معنا نيز نيست كه اين بازي بخشي از بازي غرب است و روسيه
دنبالهروي بازي غربيهاست.
هاشمي ادامه داد: رويدادهاي اخير نشان داد كه روابط ايران و روسيه آنگونه
كه تصور ميشد از استحكام كافي برخوردار نيست و در شرايط شكنندهاي قرار
دارد. اگرچه تحليلگران و افكار عمومي داخلي ماهيت دوگانه سياست خارجي روسيه
را مهمترين دليل اين شكنندگي ميدانند، اما پيش از آنكه بخواهيم روسها
را متهم به هر صفت يا رفتاري بكنيم، بايد ديد كه نوع نگرش و سياستهاي
ايران نسبت به همسايه شمالي خود تا چه اندازه مبتني بر واقعيتها و فضاي
ذهني خودساخته بوده است. پرسش اين است كه آيا بايد وضعيت فعلي در روابط
دوكشور را تماما محصول سياست خارجي مزورانه روسها دانست يا اينكه
برداشتهاي نادرست و غيرواقعبينانه ما از سياست جهاني در دوره پس از جنگ
سرد نيز در شكلگيري اين وضعيت موثر بوده است؟ شواهد حاكي از آن است كه
فارغ از ماهيت چندگانه سياست خارجي روسيه، شايد نوع رويكرد ايران به روابط
با اين كشور نيز با مشكل مواجه بوده است.
وي تاكيد كرد: از دو سال پيش تاكنون روابط ايران و روسيه به سردي گراييده و
اين رفتار نشانه آن است كه نگرش جديدي در سياست خارجي روسيه در حال
شكلگيري است و علت اين تفاوت را بايد در تغيير ساختار سياسي دولت فعلي
جستوجو كرد. پوتين و نخبگان طرفدار او كه طيف سنتي و سوسياليسم هستند با
توجه به منافع مشترك بين ايران و خود معتقدند كه روابط روسيه با ايران بايد
دوستانه و نزديك باشد. آنها كوشيدهاند روابط اين دو كشور را با توجه به
نيازهاي امنيتي مشترك سازماندهي كنند، اما با تغيير ساختار سياسي دولت
روسيه، سياست خارجي اين كشور نيز در رابطه با ايران تغيير كرد و سياست
خارجي روسيه به سمت همكاري با غرب چرخيد. تفكر سياست خارجي روسيه بر اين
پايه است كه روسيه به منظور توسعه اقتصادي و منافع ملي خود نيازمند ايجاد
روابط بهتر با دنياي كاپيتاليسم، آمريكا و اتحاديه اروپاست.
+
نوشته شده در سه شنبه
1390/11/11ساعت
9:30 PM  توسط ع.شجاعی
|
: پس از گذشت شش ماه از افشاي اختلاس سههزار ميلياردي اخير، سرانجام زمان
دادگاه متهمان اين پرونده مشخص شد. سخنگوي قوهقضاييه ديروز با بيان اينكه
«پرونده هماكنون در اختيار قاضي است و اگر قاضي به نقص بزرگي برنخورد تا
پايان بهمنماه دادگاه تشكيل ميشود» توضيح داد«24 نفر از افراد مرتبط در
اين پرونده كيفرخواستشان صادرو قاضي پرونده تعيين شده و از هفته گذشته در
حال مطالعه اين پرونده هستند. علاوه بر اين 24 نفر، پنج الي شش نفر ديگر
نيز در طول هفته كيفرخواستشان صادر ميشود و شايد تعداد اين افراد به 30
نفر يا بيشتر هم برسد.» حجتالاسلام محسنياژهاي در نشست خبري با اصحاب
رسانه به تشريح آخرين وضعيت اين پرونده پرداخت تا پس از مدتي بيخبري مجددا
اين پرونده به صدر اخبار برگردد. وي با بيان اينكه «خيلي از ارباب جرايد و
اصحاب رسانه و مردم مطالبه ميكنند كه اين پرونده هر چه زودتر رسيدگي شود»
اظهار داشت: «اين خواسته خوب و بحقي است، ولي خوبتر از آن اين است كه
بتوانيم به خوبي به اين پرونده رسيدگي كنيم. اگر به اين پرونده خوب رسيدگي
كنيم، خيلي بهتر از اين است كه سريع رسيدگي شود و به همه ابعاد پرونده
توجه نكنيم. پرونده فساد مالي اخير از لحاظ حجم و تنوع فسادي كه دارد و به
لحاظ مسايل مرتبط با پرونده كه قضايي هم نيست، اداره برخي كارخانجات و
آسيبشناسي و رسيدگي به مطالبات اشخاص حقيقي و حقوقي كه كم هم نيستند، دقت
زيادي را براي رسيدگي ميطلبد.» با اين حال اژهاي توضيح داد: «24 نفر از
افراد مرتبط در اين پرونده كيفرخواستشان صادر و قاضي پرونده نيز تعيين شده
و از هفته گذشته در حال مطالعه اين پرونده هستند. علاوه بر اين 24 نفر،
پنج الي شش نفر ديگر نيز در طول هفته كيفرخواستشان صادر ميشود و شايد
تعداد اين افراد به 30 نفر يا بيشتر هم برسد.» وي با بيان اينكه «تقريبا از
چهار هفته گذشته تا الان، ابعاد جديدي از اين پرونده مشخص و اموال بيشتري
شناسايي شده است و كارشناسي اموال غير از چند شركت بزرگ و تقريبا اموال
غيركارخانجات به اتمام رسيده است.» وي اظهار داشت: «در طول يك ماه چندين
نفر در مسووليتهاي مختلف در رابطه با پرونده فساد مالي اخير دستگير
شدهاند؛ البته مسووليت بالايي ندارند ولي در مسووليتهاي اجرايي بودهاند و
به دريافت مبالغ قابلتوجهي به صورت رشوههاي ميلياردي اعتراف كردهاند.»
اژهاي در ادامه به مطالبي كه در رسانهها مبني بر غيرعلني بودن دادگاه
پرونده فساد مالي اخير آمده است، اشاره و تصريح كرد: «طبق ماده 188 قانون
آيين دادرسي كيفري، تشخيص علني يا غيرعلني بودن جلسه دادگاه برعهده قاضي
است. در آنجا اصل بر اين گذاشته شده كه جلسه دادگاه علني باشد، مگر در سه
مورد؛ بنابراين تشخيص اينكه اين دادگاه علني باشد يا خير، يك گمانهزني
است.» از زماني كه فساد مالي اخير افشا شد پاي خاوري، مدير عامل سابق بانك
ملي كه در همان ابتدا فرار را بر قرار ترجيح داد و به كانادا گريخت به نوعي
با اين پرونده گره خورده است. از همينرو خبرنگاري از سخنگو در رابطه با
آخرين وضعيت پيگيري براي بازگرداندن خاوري به ايران سوال كرد كه اژهاي نيز
توضيح داد: «در اين مورد از طريق اينترپل اقدام شده است. اخيرا از طريق
غيررسمي هم مجددا پيغامي به او داده شده اما ما منتظر اقدامات اينترپل
هستيم و اميدواريم به وظيفه قانونيشان عمل كنند.» محسنياژهاي افزود:
«اين محك خيلي خوبي براي مدعيان مبارزه با فساد يعني سازمانهاي
بينالمللي، كشورهاي غربي و خود پليس بينالملل است كه اين فرد را به ايران
بازگردانند. هيچكس نميتواند بگويد اين يك موضوع سياسي است و همه
ميدانند كه اين فرد به اتهام فساد مالي تحت تعقيب قرار گرفته است. من روز
اول گفتم كه اگر اين فرد نيايد به ضرر خود اوست. الان هم بعضي افراد عليه
او دارند اعترافاتي ميكنند كه تا خود او نيايد ما نميدانيم چند درصد
اينها درست و چند درصد غلط است. خود اين فرد هم تا حالا منكر چيزي نشده است
كه بگويد هيچگونه خلافي نكرده است.» طي روزهاي اخير فيلمي در تلويزيون
پخش شد كه در آن به نوعي نشان داده شده بود قوهقضاييه خود يكي از نهادهاي
مسوول در بروز تخلف فساد مالي اخير است. خبرنگاري با اشاره به اين فيلم از
سخنگو پرسيد كه تا چه اندازه ضعف دستگاه قضايي را در رابطه با پرونده فساد
مالي اخير وارد ميدانيد، كه اژهاي نيز تصريح كرد: «در هر دستگاه نظارت
داخلي وجود دارد، مانند بانك كه بازرس دارد و وزارت اقتصاد و دارايي كه خود
نيز داراي بازرس است؛ بنابراين به طور طبيعي بايد گفت بازرسي كل كشور
نظارت لازم را در پرونده فساد مالي اخير دارد.» وي اظهار داشت: «در اين
موضوع آنچه را كه بايد گفت اين است كه كدام دستگاه زودتر و با احساس
مسووليت بيشتر وارد شده است كه در فساد مالي اخير دو دستگاه به صورت قوي
وارد شدهاند؛ يكي كميسيون اصل 90 است كه در سال 89 زماني كه زمينه فساد را
ديد، اخطار و هشدار لازم را داد و به بانك مركزي نامه نوشت و دستگاه ديگر
كه به صورت قوي وارد شد، قبل از مكشوف شدن و بعد از آن، بازرسي كل كشور بود
كه نسبت به اين موضوعات اخطار لازم را داد.»
موارد اعلام شده برداشته شود، سايت هاشميرفسنجاني باز ميشود
در ادامه نوبت به پايگاه اطلاعرساني از دسترس خارج شده آيتالله
هاشميرفسنجاني، رييس مجمع تشخيص مصلحت رسيد تا سخنگو نيز در اين مورد
توضيحاتي ارايه دهد. وي در اين رابطه گفت: «سايتهايي كه به آنها تذكر داده
ميشود، اگر مطالبشان را از روي خروجي سايت برداشتند كه هيچ؛ البته نوع
تخلف متفاوت است. به اين سايت يكبار تذكر داده شده بود كه توجه كرده
بودند، بار ديگر اين اقدام صورت گرفت كه تذكر داده شد و بعد از آن اقدام
قانوني از طريق كارگروه جرايم رايانهاي صورت گرفت. اين سايت به نام آقاي
هاشمي نبوده بلكه به نام يكي از فرزندان ايشان ثبت شده بود و به آنها گفته
شد كه اگر اين سايت را ثبت كنند و آن موارد را بردارند، سايت باز ميشود.»
خبرنگاري در ادامه نشست خبري سوال خود را اينگونه مطرح كرد كه مقام معظم
رهبري در نامهاي به قوهقضاييه خواستار احتساب يك روز حبس انفرادي به جاي
10 روز حبس عادي شدهاند و به درخواست قضات و رييس قوهقضاييه از مقام معظم
رهبري در اينباره اشاره كرد كه محسنياژهاي در پاسخ به اين سوال تصريح
كرد: «چنين چيزي نيست كه از طرف قضات يا رييس قوهقضاييه چنين درخواستي شده
باشد. در مورد نامه مقام معظم رهبري هم بحث اين نيست كه ايشان چنين دستوري
داده باشند. اين بحث مربوط به زمان آيتالله شاهرودي است كه در آن زمان
مقام معظم رهبري توصيه كردند تا آنجا كه ممكن است افراد به انفرادي نروند
يا اگر ميروند حبس آنها كمتر باشد زيرا انفرادي سخت است و هر يك روز آن
معادل 10 روز است؛ بنابراين دستور نبوده، بلكه يك توصيه است.»
دادستان تهران درباره خبرنگاران بازداشتي توضيح ميدهد
محسنياژهاي همچنين در پاسخ به سوال خبرنگاري كه به اسم سه روزنامهنگار
اخيرا بازداشت شده اشاره كرد و از اتهام آنان پرسيد، پاسخ داد: «اولا اينكه
اسم ميبريد ما بيشتر معذوريت پيدا ميكنيم؛ بهخصوص اينكه حالا ميخواهيم
نوع اتهام را بيان كنيم. انشاءالله اگر آقاي جعفري، دادستان تهران نشستي
داشتند و راه قانوني پيدا كردند در اين زمينه صحبت خواهند كرد.» خبرنگار
ديگري به صحبتهاي يكي از نمايندگان مجلس كه رييسجمهور را محارب معرفي و
با خوارج مقايسه كرده، اشاره كرد و از برخورد دادستاني با چنين افرادي
پرسيد كه محسنياژهاي پاسخ داد: «من اين مطالب يا اين تعابير را نشنيده و
نديدهام ولي بارها عرض كردهام توهين، افترا و تخريب از ناحيه هركسي عليه
شخص ديگري صحيح نيست و مدعيالعموم هم اگر به چنين مواردي برسد حتما اقدام
ميكند.»
توضيح محسنياژهاي درباره چند شايعه
وي در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگاري كه مطرح كرد، شايعاتي وجود دارد مبني
بر اينكه پسر سخنگوي قوهقضاييه با ماشين در خيابانهاي تهران جولان
ميدهد، اظهار كرد: «چند شايعه اين روزها عليه من به نوعي مطرح است. اين به
نظر من چيز جديدي نيست. هر وقت كه مسووليتي مطرح ميشود بلافاصله چنين
چيزهايي عنوان ميشود. اگر من در پرونده اخير ناظر نبودم چنين مسايلي هم
مطرح نبود؛ بنابراين وقتي كسي ميخواهد كاري كند يا خدمتي ارايه دهد معمولا
اينطور چيزها كم و بيش وجود دارد.» محسنياژهاي افزود: «يك شايعه اين
بود كه برادرزاده من وكيل يكي از اين پروندهها شده است؛ در صورتي كه من
دو برادر بيشتر ندارم. چند وقت پيش يكي از برادرانم به رحمت خدا رفت و او
دو فرزند بيشتر نداشت كه يكي پيشدبستاني و ديگري هم اوايل دانشگاه است.
برادر ديگر هم سه فرزند دارد كه يكي پيشدبستاني، ديگري دبستاني و سومي هم
دبيرستاني است و هنوز به دانشگاه نرفته و اصلا به حد وكالت نرسيده است.» وي
با بيان اينكه «در مورد ماشين و اين چيزها هم مطلقا چنين چيزي نيست و من
نشنيدهام كه پسرم جايي مانور بدهد شما اگر چيزي ديده يا شنيدهايد،
بگوييد. شايعه ديگري هم كه البته من جايي نديدم ولي يكي از خبرنگاران به
من گفت اين بود كه گفتند من در خريد و فروش ارز دخالت دارم كه من گفتم اين
يكي ديگر از آن موارد است.»
+
نوشته شده در سه شنبه
1390/11/11ساعت
9:26 PM  توسط ع.شجاعی
|
افزايش نرخ ارز در ايران، تنها بر زندگي شهروندان داخل كشور اثر نگذاشته
است. در كنار مردمي كه بنا بر دلايل مختلف در كشور اقدام به خريد ارزهاي
خارجي ميكنند، زندگي و تحصيل دانشجويان ايراني در كشورهاي ديگر دنيا نيز
متاثر از همين نوسان ارزي است، بهخصوص دانشجوياني كه از نظر مالي به
خانوادهشان در ايران وابستهاند و خانوادههاي آنها هر روز چشم به
قيمتهاي نجومي ارز خارجي نگران تامين فرزندان خود هستند. قشري كه معمولا
در فراز و نشيبهاي قيمت ارز در كشور كمتر ديده ميشوند و به دليل تحصيل
فرزندانشان در كشورهاي ديگر راهي جز تامين ارز خارجي با هر قيمتي در
بازارهاي غيررسمي داخلي ندارند. قيمت ارزهاي خارجي همچون دلار، يورو و
ساير ارزهاي خارجي به شكلي طي چند ماه اخير افزايش يافته است كه هزينههاي
مالي خانوادههايي كه فرزندانشان در ساير كشورهاي دنيا تحصيل ميكنند را
تا دو برابر افزايش داده است. سهم اندك دانشگاههاي ما در پوشش تحصيلي
مقاطع مختلف از جمله ارشد و دكترا و كيفيت پايين تدريس در برخي دانشگاههاي
غيردولتي و دولتي كشور به شكلي تب تحصيل در كشورهاي مختلف دنيا را در
ميان جوانان افزايش داده است كه منابع رسمي از خروج سالانه 70 تا 80 هزار
جوان ايراني از كشور به قصد تحصيل يا زندگي در كشورهاي ديگر دنيا خبر
ميدهند. بررسي وضعيت زندگي دانشجوياني كه در خارج از كشور براي ادامه
تحصيل چشم انتظار هزينههاي ارسالي از سوي خانوادههايشان در ايران هستند
نشان ميدهد كه افزايش قيمت ارز در كشور و مقايسه آن با ارزش پول تومان،
زندگي و تحصيل آنها را در كشورهاي ديگر طي چند ماه اخير متلاطمتر از قبل
كرده است. به طوريكه برخي از اين دانشجويان سوداي بازگشت به كشور را در سر
دارند و برخي ديگر نيز هنوز دچار سرگرداني هزينههاي هنگفت تحصيل با توجه
به كاهش ارزش پولي كشور شدهاند. افزايش روند خروج از كشور به قصد تحصيل در
ساير كشورها به حدي رسيده است كه كشورهايي نظير مالزي، هند و ساير
كشورهاي آسياي شرقي نيز كه تا پيش از اين مقصد مهم براي دانشجويان ايراني
محسوب نميشد، طي چند سال اخير پذيراي تعداد زيادي از دانشجويان ايراني
بوده است. قميت دلار به طور ميانگين 1800تومان شده است، پوند سههزارتومان و
ارزهاي ديگري همچون رينگيت مالزي به 600تومان رسيده است. افزايش قيمت ارز
مالزي نسبت به تومان در شرايطي است كه اين كشور تا پيش از اين بهعنوان يك
كشور با جاذبههاي گردشگري براي ايرانيها تنها جنبه توريستي داشت. اما
خيلي زود دانشگاههاي مالزي پر شدند از دانشجوهاي ايراني كه با برآوردهاي
خود هزينه تحصيل آنها كمتر از تحصيل در دانشگاه آزاد يا شبانه يا
غيرانتفاعي ايران ميشد و در مالزي اين فرصت فراهم بود تا در كنار تحصيل
ارزان و مقرون به صرفه بودن زندگي و تحصيل، فرصت يادگيري زبان انگليسي و
بهره بردن از ساير مسايل اجتماعي را تجربه كنند. در حال حاضر آمارهاي
غيررسمي نشان ميدهد كه دستكم ۱۷هزار دانشجوي ايراني در مالزي زندگي
ميكنند كه از مقطع كارشناسي تا دكترا، در دانشگاههاي دولتي و كالجهاي
خصوصي در اين كشور درس ميخوانند. با اين حال امير دانشجوي رشته امبياي
در يكي از كالجهاي غيرانتفاعي مالزي كه از نظر مالي به خانواده خود وابسته
است در رابطه با وضعيت كنوني و تاثير افزايش قيمت ارز نبست به تومان در
ايران ميگويد: ديگر صرف ندارد بمانم اينجا. اينطوري دستكم بايد ۱۴
ميليون ديگر خرج كنم تا مدركم را بگيرم. نه خودم پولش را دارم، نه
خانوادهام توانش را دارند به من كمك كنند. او ميگويد، وقتي چهار سال قبل
براي تحصيل به مالزي رسيد، رينگيت ۲۵۰تومان معامله ميشد و اين قيمت از همه
لحاظ براي او مناسب بود و ميافزايد: خانهاي كه با دو نفر از دوستانم
اجاره كرده بوديم، سه خوابه بود و ماهي۱۷۰۰رينگيت ميشد، حدود ۳۰۰هزار
تومان كه وقتي بين خودمان تقسيم ميكرديم سهم هر نفر ۱۰۰هزار تومان ميشد.
هزينه خورد و خوراكمان هم خيلي ارزان بود؛ با ماهي ۵۰۰هزار تومان حتي
ولخرجي هم ميشد كرد. امير دانشجوي ايراني در مالزي ادامه ميدهد: اين
هزينهها البته جدا از شهريه دانشگاه بود كه آن هم بسته به نوع دانشگاه و
خصوصي يا دولتي بودنش تفاوت داشت. اما در مجموع، دانشجوهاي ايراني چيزي
حدود ۱۵۰۰رينگيت براي دانشگاههاي خصوصي ميپرداختند. خانواده عماد آن
زمان تنها ماهي ۵۰۰هزار تومان برايش ميفرستادند و شهريه دانشگاه را هم
خودش قبلا در ايران پسانداز كرده بود. مهشيد ديگر دانشجوي ايراني در مالزي
كه به گفته خود بعد از ديپلم دبيرستان به مالزي آمده و حالا سال سوم
تحصيلش را ميگذراند ميگويد: از سه سال پيش تا حالا نرخ رينگيت دو برابر
شده است. ابتدا آرام آرام گران ميشد، حالا هر روز يك قيمت دارد. تنها در
پنج ماه گذشته، نرخ رينگيت از ۴۰۰تومان به ۶۰۰تومان رسيده و زندگي و
آينده خيلي از دانشجوها را دچار بحران كرده است. دانشجوهاي ايراني كه تا
پيش از اين خودشان را مرفه ميدانستند، حالا بايد دست به عصا خرج كنند تا
آخر ماه كم نياورند. او در پاسخ به اين سوال كه كار كردن در مالزي ميتواند
تا حدي هزينههاي تحصيل را كاهش دهد يا خير، ميافزايد: در مالزي كار كردن
براي دانشجوها آسان نيست.
فرصتهاي شغلي معمولا به متقاضيان محلي ميرسد و دانشجوهاي ايراني تنها
امكان انجام كارهايي مثل تدريس خصوصي يا كارهايي كه به شكل مستقيم به
ايرانيان ديگر مرتبط است پيدا ميكنند. در اين شرايط بيشتر آنها از نظر
مالي كاملا وابسته به خانوادههايشان هستند.
هفتخوان ارز دانشجويي
از سوي ديگر از مالزي خبر ميرسد كنسولگري ايران اين روزها بيشتر از
هميشه شلوغ است و در فضاي نه چندان بزرگ آن، صف تشكيل ميشود؛ صف طولاني
مراجعاني كه آمدهاند تا از يك امكان خاص براي دريافت ارز دانشجويي با قيمت
ارز دولتي استفاده كنند و كمي از هزينههايشان كم شود. پيش از این نيز
وزارت علوم، سايتي را بهنام نشا (سامانه نرمافزاري اداره اعزام با هزينه
شخصي) راهاندازي كرده است تا دانشجوياني كه خارج از كشور مشغول به تحصيل
هستند براي استفاده از خدمات دانشجويي و تسهيلات ارزي وزارت علوم، در اين
سايت ثبتنام كنند، اما دانشجوهاي ايراني در مالزي، حالا بايد ساعتها وقت
صرف كنند تا مدارك لازم براي استفاده از اين امكان را فراهم كنند. اين كار
با ثبتنام در سايت نشا و تكميل مدارك آغاز ميشود. آنها بايد از دانشگاه
محل تحصيلشان گواهي تحصيلي بگيرند و پرينت شهريههاي پرداختي دو ترم گذشته
را هم از امور مالي دانشگاه دريافت كنند. بعد بايد سفارت ايران در مالزي
اين مدارك را تاييد كند و پس از آن، تصوير همه مدارك را در سايت نشا
بارگذاري كنند. پس از انجام همه اين مراحل، خود دانشجو يا بستگان درجه يك
او ميتوانند با مدارك شناسايي و مدارك تاييد شده سفارت به وزارت علوم
بروند و نامه معرفي به بانك براي گرفتن دلار دولتي را بگيرند. ارز پرداختي،
شامل هزينههاي تحصيل و زندگي به ميزان هزار دلار براي هر ماه است. با
وجود دردسرهايي كه تهيه مدارك و تاييدشان به همراه دارد، بسياري از
دانشجوهاي ايراني ترجيح ميدهند در صف كنسولگري بايستند.
تحصيل در انگليس گرانتر از قبل
در كشور انگليس نيز كه بنابر آمارهاي غيررسمي بيش از
70 هزار ايراني در اين كشور زندگي ميكنند، هزينههاي تحصيل و زندگي با
توجه به افزايش قيمت پوند، بيش از پيش افزايش داشته است. هزينههاي تحصيل و
زندگي در اين كشور به شكلي با توجه به نوع دانشگاه، مقطع تحصيلي و موقعيت
مكان زندگي بسيار متفاوت است كه يكي از دانشجويان ايراني در لندن با اشاره
به ميانگين هزينههاي زندگي و تحصيل در كشور انگليس ميگويد: هزينه زندگي
دانشجويي در اين كشور حدود 800 تا هزار پوند است كه البته با اجازه
خوابگاهها يا اجارهخانه به همراه چندين نفر ميتوان اين رقم را به طور
ميانگين افزايش داد. او ادامه ميدهد: روزي كه در سه سال پيش وارد اين كشور
شدم قيمت پوند به تومان رقمي در حدود 1500 تومان بود كه امروز به سههزار
تومان رسيده است يعني دو برابر. اين مساله فشار زيادي را به خانواده من در
ايران وارد كرده است و مجبور به كاري در لندن شدهام كه بسيار زمانبر است و
ساعات درس خواندن من و تعداد واحدهايم را در اين دانشگاه بسيار كاهش داده
است. او ميافزايد: همه اين هزينهها در شرايطي است كه بسياري از دانشجويان
ايراني يا در خوابگاههاي خارج از شهر زندگي ميكنند يا به همراه چند نفر
در يك خانه كوچك و اگر بخواهيم به تنهايي اقدام به اجاره خانهاي بكنيم
بايد دو برابر هزينه متوسط زندگي در اين شهر را پرداخت كنيم.
تغيير مقصد از هند به مالزي با افزايش قيمت روپيه
تحصيل در كشور هند نيز كه چند صباحي است مقصد بسياري از دانشجويان ايراني
در رشتههاي پزشكي و آيتي براي تحصيل و آموزش همزمان زبان انگليسي شده
است، اين روزها به شكلي براي ايرانيها گرانتر از قبل شده است كه آنها
تحصيل در مالزي و پرداخت هزينههاي زندگي به رينگيت مالزي را به روپيه هند
ترجيح ميدهند. يكي از دانشجويان ايراني در هند در رابطه با ميانگين
هزينههاي زندگي در هند ميگويد: در هند هزينههاي زندگي و تحصيل بيش از
پيش به رشته و مقطع تحصيلي ربط دارد چرا كه شهريهها متغير هستند، به طور
مثال هم اكنون شهريه من سالي 160دلار (با دلار هزار تومان)، شهريه ديگر
دوست من (220 دلار) ميشود و اين در حالي است كه در رشتههاي علمي و مهندسي
به بيش از دو تا سه ميليون تومان (با دلار هزار تومان) ميرسد. او ادامه
ميدهد: در حال حاضر قيمت روپيه به تومان 41 تومان است كه تا پيش از اين
بين 25 تا 27 تومان بود و الان برخي دوستان من هستند كه هزينه زندگيشان تا
قبل از افزايش قيمتهاي اخير با توجه به سطح زندگي متغير بود و من ديدم كه
دوستانم از ماهي 300هزار تومان تا ماهي 600هزار تومان به طور ميانگين
هزينه ميكنند (البته اين با روپيه 25 تا 27 تومان بود) ولي اين هفته نرخ
روپيه رسيده به 45 تومان و بعد هم شد 40 تومان. الان ديگه بايد همه چيز رو
با اين نرخ جديد حساب كرد و هزينهها هم مسلما براي ما و خانوادههايمان دو
برابر شده است.
+
نوشته شده در سه شنبه
1390/11/11ساعت
9:7 PM  توسط ع.شجاعی
|